تبليغاتX
"انقلاب اسلامی"

"انقلاب اسلامی"

هادی اگر عاشقی کنی و جوانی ... عشق محمد بس است و آل محمد(ص)

اعتصاب منتظری  بعد از دستگیری مهدی هاشمی و جنجال خبری رسانه های غرب

** روزنامه لوموند- 5/8/65

برکناری آیت‌الله منتظری نتیجه جنگ قدرت بین او و سید احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی است. این بار به نظر می رسد منتظری شخصاً هدف قرار گرفته است. زیرا هادی هاشمی، داماد آیت‌الله منتظری و رئیس دفتر و همکار اوست.

** فرانکفورتر روندشاو- 9/8/65

... مبارزه بی رحمانه بر سر تعیین جانشین رهبر انقلاب ایران، نشان دهنده تلاطم شدید اولیه رژیم ملاهاست. این روزنامه سپس به دستگیری مهدی هاشمی اشاره کرده و می نویسد: «اینکه عمامه مشکی وی مانع از دستگیری او نشد، نشانگر اختلاف شدید ملاهاست که فقط با اعمال خشونت قابل حل است.»

** آلمان- روزنامه ضدایرانی دی ولت- 17/8/65

یک باند چهار نفره با همکاری سید احمد خمینی، سید علی خامنه ای، هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی سعی دارند آیت‌الله منتظری را کنار زده و رهبری را تحت اختیار خود بگیرند.

در خواست امام(ره) از منتظری برای شکستن اعتصاب

بعد از اینکه تلاش مسئولان برای شکسته شدن اعتصاب به جایی نرسید، حضرت امام خود اقدام کردند. ملاقاتی ترتیب یافت که در آن مسئولان رده اول کشور حضور داشتند.

حاج سید احمد خمینی، این دیدار را بعدها در نامه ای خطاب به منتظری چنین شرح می دهد: (مجموعه آثار یادگار امام ص 199)

«امام با کمال بزرگواری شما را خواستند و شما در جلسه ای در منزل این جانب -که سران قوا و نخست وزیر بودند- شرکت کردید. از ابتدا معلوم بود که به شما گفته بودند زیر بار هیچ پیشنهادی نروید تا آقا مهدی را آزاد کنند. چرا که با همه با خشونت برخورد کردید.

امام در این جلسه، با تواضع بسیار از شما خواستند که اعتصاب خود علیه نظام را بشکنید. به شما گفتند: "آیا شما ماها را دشمن خود می دانید؟ یقیناً این را نمی توانید بگویید." بعد با حالت بسیار صمیمی و گرم فرمودند: "من از شما خواهش می کنم که این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود شوید". قبول نکردید. فرمودند: "من ارادت به شما دارم. من مخلص شما هستم. از این مرید و مخلص خود قبول بفرمایید و به کار خود مشغول شوید". با کمال خشونت گفتید: "لا یکلف الله نفسا الا وسعها". در این هنگام من به دوستان نگاه کردم. دیدم همگان از شرم و حیا، سرهایشان را پایین انداخته اند و آقای خامنه‌ای، اشک در چشمانشان بود. آقای رفسنجانی و من، در جلوی امام به شما گفتیم که شما قائل به ولایت فقیه هستید و به قول خودتان هفتصد صفحه پیرامون آن مطلب نوشته‌اید (البته تا آن موقع)، چرا گوش به حرف امام نمی دهید؟ باز همان جمله "لا یکلف الله نفسا الا وسعها" را بر زبان آوردید و امام با خونسردی به شما نگاه می کردند.»

بعد از این دیدار با کمال تأسف، منتظری تا چند روز دیگر به اعتصاب خود ادامه داد. به‌راستی امام تا کی می خواست با منتظری مدارا کند؟ چرا با تمام این گستاخی های منتظری، همچنان دل به هدایت او سپرده بود و امید خود را از اصلاح او قطع نمی کرد؟....

+ نوشته شده در  88/10/01ساعت 13  توسط "هادی مهرابی"  | 


روزی امام صدر در یک کلیسا (یا دانشگاه) سخنرانی بسیار موثر و جذابی ایراد کرد و همه را مجذوب نمود. اواخر سخنرانی یک خانم جوان و زیبا که از این توفیق یک عالم مسلمان بسیار دلخور بود به دوستانش گفت: من می دانم چه طور حالش را بگیرم و ضایعش کنم! و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی در حالیکه همه را متوجه خود کرده بود جلورفت و دستش را به طرف ایشان دراز کرد. ایشان طبق عادت دستشان را روی سینه گذاشتند. او هم که منتظر همین بود پرسید: می خواهید نجس نشوید؟ (و به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سو تفاهم خانم هاست و شبهه دون پایه بودن زنان در دیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و…) ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند: بل لاحافظ علی طهارتک! فرمودند بلکه بر عکس تو آنقدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس هایی حریم قدسی و زنانه تو را می آلاید… این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه نه تنها توطئه او را خنثی کرد بلکه کار بر عکس شد و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمده و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند

+ نوشته شده در  88/09/18ساعت 23  توسط "هادی مهرابی"  | 

 

بشر امروزي از نظر علمي و فکري پا به جايي نهاده که آهنگ سفر

افلاک کرده و سقراطها و افلاطونها بايد افتخار شاگردي اش را

بپذيرند اما از نظر روح و خوي و منش ، يک

« زنگي مست تيغ بران به دست »

 بيش نيست .

آیت الله مطهری ( سيري در سيره نبوي /ص 14)

+ نوشته شده در  88/09/01ساعت 13  توسط "هادی مهرابی"  |